نويسنده : MAJID MARANDI; | تاريخ : چهارشنبه 29 اسفند1386
خلاصه قسمت ۲۸ سریال امپراطور دریا
خلاصه قسمت ۲۸ سریال امپراطور دریا
نیون چانگ این خبر رو برای بانو جمی میاره و میگه : مادر جان مادر جمی گونگ وک اومد(به لهجه شنبه بخونید) در ان لحظه بانو جمی خونش به جوش میاد و وقتی میفهمه لرد این اجازروداده میخاد بره با دستای خودش خفش کنه اما نمیتونه
نويسنده : MAJID MARANDI; | تاريخ : پنجشنبه 11 بهمن1386
خلاصه قسمت بیست و هفتم سریال امپراتور دریا
خلاصه قسمت بیست و هفتم سریال امپراتور دریا
گونگ بوک به فرمانداری میره و چانگ گیوم بهشون میگه چرا اینجا اومدین و گونگ بوک میگه کشتی گروه تجاری ما در آبهای شیلا غارت شده و من اومدم اونها را سزکوب کنم چانگ گیوم (فرماندار) میگه با تعداد کم که رییس موچانگ میگه که ما یک کشتی با صد مامور امنیتی امنیتی اوردیم و گونگ بوکهم اضافه میکنه که کشتی در بندر دوک جین منتظره و همانطور که شما میدونید ماموران امنیتی یانگزو مهارتهای رزمی بالایی دارند و ارباب سول هم هزینه این ماموریت را تامین کرده لطفا به ما اجازه بدین تا اونها را سر کوب کنیم.چانگ گیوم میگه در عوضش چی می خواهی و گونگ میگه من هیچی نمی خوام ولی چانگ گیوم میگه من نمی تونماین اجازه را بدم. ورود نیروهای زرهی به شیلا به همین راحتی نیستو گونگ بوک میگه تو فراموش کردی که پدرت به دست دزدان دریایی کشته شد (پدر چانگ گیوم و جانگهوا توسط یوم مون کشته شد) تو به خاطر این موضوع زندگی غذاب آوری داشتی چرا چشمات را بروی حقایق می بندی .چانگ گیوم میگه من باید با وزیر دفاع در پایتخت صحبت کنم.
نويسنده : MAJID MARANDI; | تاريخ : چهارشنبه 3 بهمن1386
خلاصه قسمت بیست و ششم سریال امپراتور دریا
چی ریانگ در مورد حضور بانو جمی در مقر می پرسه که رییس یو میگه اون در جلسه سرپرستها(هندو ها) شرکت کرده . چی ریانگ میگه اون یک تبعیدیه چطور برگشته و رییس یو میگه اون به عنوان فرستاده از شیلا اومده و با فرماندار کاسه کوزه را یکی شده
در جلسه هندو ها گونگ بوک هم این دفعه حضور داره و بیشتر نگاه های فرستاده ها به گونگ بوکه (حالا چانگ گیوم خیلی از گونگ کینه داره) و چانگ گیوم خودش را معرفی می کنه و میگه من به دلیل ماموریت مهم که از طرف امپراطور اومدمو به همکاری شما در اینرابطه نیاز دارمکه این سود بسیار خوبی نصیب بازرگانان یانگزو میکنه من دلم نمی خواست با بازرگانان یانگزو معامله کنم ولی این در خواست بانو جمی بود .
نويسنده : MAJID MARANDI; | تاريخ : چهارشنبه 12 دی1386
قسمت بیست و سوم
دار ودسته یوم مون و گونگ بوک به جون هم دیگه می افتن ولی پلیتیک گونگ بوک انقدر قویه که یوم موننیمتونه ارتشش رو از چنگال اونا نجات بده و ارتشش از هم میپاشه .
همینطور که مبارزه میکنن یوم مونیادش میاد اون مواقعی که گونگ بوک رو نجات داده و این قسمت طوریه که سبکش مثل ته فیلمه گلادیاتور ه
نويسنده : MAJID MARANDI; | تاريخ : پنجشنبه 6 دی1386
خلاصه قسمت 22 سریال امپراتور دریا
دیدین که یوم مون گونگ بوک رو نجات داد وقتی گونگ بوک می شنوه که جانگ هوا پیش یوم مون مونده یادش به حرف های یوم مون میاد که گفت از این به بعد زندگی برات از مرگ بدتره
بعدش هم میشینن با یون فکر میکنن یون از خودش فکر های جالب در میکنه و میگه ما باید بریم بانو جمی رو زیر فی به دولت بفروشیم چون اون داره با دشمن معامله میکنه که گونگ میگه انقدر فکر نکن خرگوش اینطوری همه شیلایی ها بی حرمت میشن
گروه تجاری سول که هیچ راهی برای جلوگیری از ور شکسته شدن ندارن مگه اینکه از میان سربازان یی سا دو که تنگه را بستند رد بشن و نمک و برنج به شیلایی ها برسونن حالا طبق نقشه قبلی وارد کار شدن
یومون هم که حالا شده یکی از فرماندهان ارشد ارتش یی سا دو داره برنامه ریزی می کنه که جلوی گروه سول را بگیرن
نويسنده : MAJID MARANDI; | تاريخ : شنبه 17 آذر1386
خلاصه قسمت نوزدهم سریال امپراتور دریا
خلاصه قسمت نوزدهم سریال امپراتور دریا
گونگ بوک که حالا به خواسته عزیز دلش یومون را نکشته اومده کنار دریا و داره به همین موضوع فکر می کنه ......امان از وقتی آدم عاشق باشه هی ی ی ی ی پدر عشق بسوزه به خودش می گه دیدی چطور این دختره یه دنده نزاشت ÷در این یومون را در بیارم
نويسنده : MAJID MARANDI; | تاريخ : پنجشنبه 1 آذر1386
خلاصه قسمت هفدهم سریال امپراطور دریا
گفتیم که گروه تجاری ئی تمام تلاش خود را می کند تا سول پیانگ را به خاک سیاه بکشاند که در همین راستا امتیاز صادرات گوگرد نقره ای به تبت را هم از آن خود کردند.
ارباب ئی از یومون تقدیر می کند که توانسته امتیاز تجارت به تبت را از سول بگیرد
نويسنده : MAJID MARANDI; | تاريخ : چهارشنبه 23 آبان1386
خلاصه قسمت شانزدهم سريال امپراطور دريا
خوانديم كه هر دو گروه عازم شدن تا با هر چه سريع تر رسونده بار حكومتي امتياز عبور از تنگه را به دست بيارن ولي گروه سول با بيماري دختر ارباب فعهلا تو درد سر افتاده.
و اما قسمت شانزدهم:
"جانگ بوگو سول"
بانو جمي كه هنوز تو فكر حرفهاي گونگ بوكه حسابي اعصابش به هم ريخته