تبليغاتX
VISTASOFTWARE
VISTASOFTWARE
DOWNLOAD SOFTWARE & PHOTO





سلام دوستان عزيز ! از اين که به وبلاگ من سر زديد ممنون . لطفا ً اگه تونستيد يک نظر هم بديد . خيلي ممنون
منوي اصلي
             صفحه نخست
             ايميل به مدير
             طراح اين قالب
             انجمن وبلاگ
             وضعيت در ياهو



نويسنده


موضوعات

             GAME & TRINER
             HARD DISK & DATA RECOVERY
             MULTI MEDIA
             DRIVER HARDWARE
             CONVERTER
             MOBILE TOOLS
             SCREEN SAVER
             UTILITI
             GRAPHIC
             COMPERESOR
             ANTIVIRUSE
             PHOTO


آرشيو وبلاگ

             هفته چهارم اسفند 1386
             هفته دوم بهمن 1386
             هفته اوّل بهمن 1386
             هفته چهارم دی 1386
             هفته سوم دی 1386
             هفته دوم دی 1386
             آرشيو


طراح قالب

گالري قالب وبلاگ




.: قسمت تبليغات :.



 خلاصه قسمت پانزدهم سریال امپراطور دریا

گفتیم که گونگ بوک که حالا دیگه می دونه یومون برای ارباب دزدان دریایی کار می کنه به سراغش می یاد و طرح دوستیشون را خاتمه می ده و از امروز می شه دشمن کارت و خونی اون

قسمت ۱۵:

بعد از تمام شدن صحبت گونگ بوک یومون هم می گه منم از گذشته ناراحتم و بر گذشته خودش نفرین می گه... 

یومون که از این واقعه بسیار عصبی می شه هی مشروب پشت مشروب می خوره و به این خانوم هم می گه به دوست دخترم بگو بیاد که اونم می گه اون الان مهمون دیگه ای داره ( و از اینجا معلوم می شه که دوست دختر یومون یه هرزه همه جاییه و اینجایی هم که یومون می یاد یه خورده منکراتی داره) 

 یومون می یاد تو اتاق دیگه ای که دوست دخترش داره با مردای نامحرم لاس می زنه و اونجا را می ریزه به هم

ولی از اونجایی که حسابی مست و پاتیله یه دست کتک مفصل می خوره و از حال می ره

و بعد هم پرتش می کنن بیرون. جانگ هوا و این ۲ تا اوسگل هم دارن با هم قدم می زنن که یهویی اوسا را می بینن

جانگ می گه نزارین کسی بفمه و اونو می بره خوبش کنه!!!!!! 

یومون که درمون جانگ هوا روش اثر کرده به هوش می یاد. جانگ می گه درسته که شکست خوردی ولی باید قوی باشی .یومون هم بهش می گه منو ببخش

جانگ علت طلب بخشش را می پرسه که اون می گه من باهات رفتار خوبی نداشتم و علتش را نمی تونم بگم و کارگردان هم یه فلاش بک به گذشته می زنه 

 گونگ بوک و یون که هنوز باربرن وقتی مشغول بارگیری کشتی هستند می فهمن که کشتی مورد داره و نباید سفر کنه (آخه اونا یه عمر کشتی ساز بودن یادتون نیس؟؟؟)

وقتی به سرکارگر می گه حسابی سرش داد می زنه و می گه به تو ربطی نداره که ارباب سول می رسه. و وقتی می بینه حق با گونگ بوکه می گه به حرفش گوش کن

یه نفر کارشناس را میی فرستن ببینن گونگ بوک درست می گه یا نه

 و اون گزارش می ده که حرف گونگ بوک درسته و ارباب سول با داد و بیداد سرکارگر قبلی را اخراج می کنه

خبر می رسه که کشتی گندمی که مال مقامات بوده و انحصار ارسالش هم با ارباب سول بوده غرق شده.(این بار خیلی مهم بوده چون حق استفاده از تنگه تجاری را به سول می داده)

به همین دلیل ارباب ررا بازداشت می کنن.

وقتی این خبر به ارباب ئی می رسه از خوشحالی تو پوستش نمی گنجه

ارباب سول آزاد می شه ولی اگه نتونه بار را به موقع برسونه حق تجاری گردنه را از دست می ده. بنابراین فکر چاره می کنه

ارباب ئی داره واسه بانو جمی موقعیت اونجایی که گندم ها می ره را می گه

یه فکر بکر به سر بانو جمی می زنه!!!!

به ارباب ئی می گه من می تونم کاری کنم که تو با شکست دادن سول در فرستادن گندم ها به امپراطوری حق عبور را برنده شی و می خواد از یومون هم به علت باختش در سفر یانگزو به سول استفاده کنه چون اون انگیزه شکست سول را داره

ارباب سول گونگ بوک را به عنوان کاپیتان کشتی ارسال گندم ها به چانگان انتخاب می کنه که البته خیلی از بزرگترا مخالفت می کنن

بانو جمی هم داره مخ یومون را می زنه تا با سول رقابت کنه

گروه سول برای گفتن تصمیمشون به مقامات به اداره پلیس می رن که اونا هم می گن شما فقط ۵۰۰ گونی را منتقل می کنین

وقتی سول می گه بقیه اش  چی؟ اون می گه گروه دیگری این کار را می کنه که ناگهان بانو جمی و دوستانش وارد می شن.خلاصه اینکه بانو جمی کلی به سول بی احترامی می کنه

سول وقتی می فهمه فرمانده این عملیات از طرف اونا یومونه بهش می گه دوباره می خوای شکست بخوری؟؟

گونگ بوک با خودش قسم می خوره که بساط کثافت کاریهای بانو جمی را در هم بشکنه

بانو جمی پیش یومون می یاد و بهش می گه خیلی مراقب باش گونگ بوک بامن دشمنه یهویی کارا را خراب نکنه

این دو اسگل هم می یان پیش بانو جانگ و می گن شما هم فهمیدین که یومون و گونگ قراره رودرروی هم قرار بگیرن. و سوجون می گه من که به این سفر نمی یام چون گونگ بوک دوستمه و نمی خوام جلوش واستم. ولی جانگ می گه من الان برای بانو جمی کار می کنم و باید وظیفه ام را به خوبی انجام بدم

این کثافت هم دوباره از طرف یومون به کارها داخل می شه و باهاشون به سفر می یاد

گونگ بوک داره موقعیت کشتی و ... را برای دختر ارباب و یون شرح می ده

به ارباب جو خبر می رسه که کشتی مشروبی که فرستاده بوده تو راه (همون گردنه ای که کشتیهای گندم هم باید بره) توقیف شده و در اصل می گه تنگه را بستن. این چیزا را استاد هم می شنوه

جو فکر می کنه که با این خبر یه پولی در بیاره و می یاد پیش این جماعت و می گه یه خبری دارم که خیلی می تونه تو بردتون از سول کمک کنه و......

استاد هم که نمی خواد دوستاش ببازن این خبر را به اونا می گه و می گه که جو همین الان رفته این خبر را به گروه ئی بده.

گروه سول در مورد این موضوع جلسه می گیرن و دوباتره گونگ بوک یه راه تازه پیشنهاد می ده

 دختره بعد جلسه می گه بابا ممنون که به گونگ بوک اعتماد کردی منم به تو اعتماد دارم.

همه لب ساحل جمع شدن تا کشتی گونگ بوک حرکت کنه از جمله بانو جمی هم اومده ببینه چه خبره خلاصه این تیکه رو باید ببینین چون بد رقم می خوره تو ذوق بانو جمی

کشتی گونگ بوک می ره و همه برای موفقیتش دعا می کنن.

بانو جمی هنوز تو کف تو پوزییه که لب ساحل از گونگ بوک خورده(نمی گم تا تو کفش بمونین)

در حین سفر حال دختر ارباب بد می شه ولی اون نمی زاره به بقیه بگن چون زود رسیدن این کشتی به آینده گروه سول بستگی داره و اونا نباید معطل بشن

ولی بالاخره بعد از ۳ روز تحمل از هوش می ره و همه می فهمن.

گونگ می گه باید برگردیم  ولی بقیه می گن اگه بیاستیم تو رسیدن گندم ها مشکل پیش می یاد. حالا اون باید چی کار کنه؟

و بالاخره کاپیتان گونگ بوک دستور می ره در ساحل لنگر بیاندازن

 در قسمت بعدی خواهید دید که:

أیا گونگ بوک در رساندن گندم ها موفق می شه؟

گروه ارباب ئی که از خشکی رفتن در چه حالن؟

و در نهایت حق عبور از ان که می شود؟

ادامه دارد.....


 
نويسنده : MAJID MARANDI;   | تاريخ : چهارشنبه 9 آبان1386

 لينك باكس

 

سخن مدير و نويسنده وبلاگ

 


*سلام دوستان عزیز*
*به وبلاگ من خوش آمدید*
*لطفا نظر بدید یادتون نره *

            جستجو



در كل اينترنت
در اين سايت


جستجو در سایت

Google

گوگل در وبلاگ

نظرسنجي

 







آمار سايت


            كل بازديد ها :


گالري حرفه اي قالب وبلاگ
نمایش عکس های فلش پایین وبلاگ
نمایش اطلاعات وبلاگ

مشاهده قبض تلفن همراه اول
خلاصه قسمت ۲۸ سریال امپراطور دریا
خلاصه قسمت بیست و هفتم سریال امپراتور دریا
خلاصه قسمت بیست و ششم سریال امپراتور دریا
FAST SHUTDOWN WINDOWS
خلاصه قسمت بیست و پنجم سریال امپراتور دریا
قسمت بیست و چهارم
قسمت بیست و سوم
خلاصه قسمت 22 سریال امپراتور دریا
خلاصه قسمت بیست و یکم سریال امپراطور دریا
خلاصه قسمت بیستم سریال امپراتور دریا
خلاصه قسمت نوزدهم سریال امپراتور دریا
خلاصه قسمت هجدهم سریال امپراطور دریا
خلاصه قسمت هفدهم سریال امپراطور دریا
خلاصه قسمت شانزدهم سريال امپراطور دريا
خلاصه قسمت 54 (آخرین قسمت) سریال جواهری در قصر!
فیلتر شکن جدید
خلاصه قسمت پانزدهم سریال امپراطور دریا
کد جاوا 2
خلاصه قسمت چهاردهم سریال امپراطور دریا

گالري حرفه اي قالب وبلاگ
وبلاگ رسمی سریال امپراتور دریا 2
هر لحظه با من باش
سایت رسمی لیلا فروهر
وبلاگ رسمی سریال امپراتور دریا
درآمد اینترنتی و دانلود و ...
دل شکسته عشق من
بهترین عکس ها و سانسور های جواهری در قصر
جدیدترین عکسهای یانگوم 2
جدیدترین عکسهای یانگوم 1
اعلام نتایج آزمون دانشگاه آزاد
سایت دانشگاه آزاد اسلامی
سایت سازمان سنجش کشور
« جواب سوالات تبیان وآفتاب »

آرشيو لينكدوني

كپي برداري از مطالب اين وبلاگ بدون لينك مستقيم به منبع غير قانوني است و نوعي دزدي به حساب مي آيد .