تبليغاتX
VISTASOFTWARE
VISTASOFTWARE
DOWNLOAD SOFTWARE & PHOTO





سلام دوستان عزيز ! از اين که به وبلاگ من سر زديد ممنون . لطفا ً اگه تونستيد يک نظر هم بديد . خيلي ممنون
منوي اصلي
             صفحه نخست
             ايميل به مدير
             طراح اين قالب
             انجمن وبلاگ
             وضعيت در ياهو



نويسنده


موضوعات

             GAME & TRINER
             HARD DISK & DATA RECOVERY
             MULTI MEDIA
             DRIVER HARDWARE
             CONVERTER
             MOBILE TOOLS
             SCREEN SAVER
             UTILITI
             GRAPHIC
             COMPERESOR
             ANTIVIRUSE
             PHOTO


آرشيو وبلاگ

             هفته چهارم اسفند 1386
             هفته دوم بهمن 1386
             هفته اوّل بهمن 1386
             هفته چهارم دی 1386
             هفته سوم دی 1386
             هفته دوم دی 1386
             آرشيو


طراح قالب

گالري قالب وبلاگ




.: قسمت تبليغات :.



 خلاصه قسمت هجدهم سریال امپراطور دریا

خلاصه قسمت هجدهم سریال امپراطور دریا

با سلام

از اینکه در نظر سنجی های وبلاگ شرکت نمودید ممنونیم . حالا دیگه با این آرایی که کسب شده می شه میزان محبوبیت کاراکترها را در بین مردم فهمید.

قسمت ۱۸

جانگ هوا با دیدن گونگ بوک و فهمیدن اینکه اون زنده است خشکش می زنه

 

 گونگ هم که تو این مدت حسابی دلش برا این دختره بلا و شیطون تنگ شده بوده زیر چشمی حواسش به اون هست ولی نمی زاره پر رو بشه

در همین حین هم داره یومون زاق اینا را چوب می زنه و همچنان آهنگ عشقولانه ای پخش می شه که قطعا سانسور خواهد شد

جانگ هوا از این اسکول می خاد که بره و سوجون را پیدا کنه که کار مهمی باهاش داره

ارباب ئی هم مشغول لذت بردن از زمان حاله که یه دفعه یومون خبر رسیدن گونگ و زنده بودن اون و به هم ریختن اوضاع ارباب ئی را می ده و به نوعی حال دعا را به هم می زنه

ارباب ئی می گه هر طوری هست باید یه جوری از این موقعیت جون سالم به در ببریم ما خیلی زحمت کشیدیم(منظورش خیلی دزدیه) تا به این موقعیت رسیدیم

بانو جمی هم داره نقشه طرح می کنه تا از آب گل آلود ماهی توپی بگیره

ارباب ئی همه افراد را به قصد برنامه ریزی برای فرار از رسوایی جمع می کنه

گونگ بوک که حالا دیگه بد رقم پته این بی شرم ها را رو آب ریخته برای گروه سول ماوقع را شرح می ده

 

سوجون برای جانگی جون می گه که ماجرای مرگ گونگ چی بوده و یومون چه کارا که نکرده و جانگی جونم تو دلش ۲۰۰۰ تا فحش بد و خوب به یومون می ده 

گونگ برای تازه کردن دیدار با جانگی جون و فرار از دست دل بی صاحبش قایمکی به دیدنش می یاد ولی غافل از اینکه افراد ئی اونو تعقیب کردن و......

بانو جمی به جانگهوا می گه تو باید فعلا به چوزو بری چون موقعیت برا عروسی و دامبیل و دامبو مناسب نیست و باید ارباب ئی را نجات بدیم

گونگ که با دیدن معشوقش حتی همین یه خورده کم دلش حال اومده می خاد بره که افراد ئی جلوشو می گیرن ولی اون می تونه فرار کنه. لازم به ذکره یومون دسته ای را هم فرستاده که جاسوسشون که رشوه گرفته را توی زندان بکشن که نمی تونن

تو همین حین یومون مشغول رشوه دادن به آقای وانگ که ظاهرا مسئول تحقیق از گروه ئی از جانب حاکم است می باشد

یون و هاجین زخم حاصله از نبرد گونگ با افراد ئی را پانسمان می کنند

ارباب جو تا می فهمه حاکم حکم بازرسی و تحقیق گروه ئی را صادر کرده هری می زنه زیر خنده و می گه من به وسیله این جریان انتقامم را از ئی می گیرم.

یومون به دنبال جانگهوا می یاد ولی می گن به چوزو رفته

ارباب جو به قصد در آوردن ته و توی قضیه می یاد پیش ارباب ئی ولی مگه اون بدجنس دم لا تله می ده نه بابا

ارباب سول از اینکه این تحقیق اینقدر به طول انجامید ناراحته و به گونگ می گه برو ببین چه خبره که ارباب جو را می بینه و اون تا می فهمه وانگ مسئول تحقیقه می گه بابا بیخیال اون تا حالا خیلی از ئی و اینا رشوه گرفته محاله بر خلاف اونا رای صادر کنه

ارباب ئی و بانو جمی در مورد عروسی یومون و جانگ و قضایا مششورت می کنن.

دختر ارباب به گونگ می گه اقای وانگ عاشق قماره و تا حالا خیلی سر این قضیه باخته اگه بتونی رو این موضوع مانور بدی می تونی شکستش بدی

اونم سریع میی یاد پیش استاد همه قمارباز های عالم و از اون می خااد تا با وانگ قمار کنه و اونو ببره تا .......

طی برنامه ای که اجرا می شه و نقشه ای و گونگی جون اینا طرح می کنن ارباب جو اون اقاهه را شکست می ده و طی نقشه بهش می گن تا ماه بعد باید بدهیتو بدی که اون می گه ندارم و قرار می شه به بانو چابی از دربار امپراطوری خبر بدن

تا از در می یاد بیرون گونگ جلوشو می گیره و بهش می گه من پیشنهادی دارم تا از این موقعیت نجات پیدا کنی (ولی پیشنهاد مطرح نمی شه و فیلم می ره برا سکانس بعدی)

مکان: خانه ارباب ئی

اقای وانگ به دییدن ارباب ئی می یاد و باهاش راجع به نقاشی و کارای قاچاق اونا و ... حرف می زنه و تهش می خاد بگه من به حاکم گزارش دادم . ارباب ئبب هم مخفیانه به افرادش دستور فرار می ده و برای فرار اماده می شن

جانگ هوا که حالا از چوزو برگشته تو راه با یومون مواجه می شه که می خاد دم رفتن باهاش صحبت کنه

در همین حین گونگ و بقیه از راه میی رسن و جنگی رخ می ده و یومون حسابی زخمی می شه ولی فرار می کنه

ارباب ئی و برو بچ هم از ترس جونشون بدون یومون فرار می کنن و حالا اون می مونه و یه بدون زخمی و خسته و بی کس

گونگ بوک بانو جمی که حالا دیگه همه دارایی هاای ارباب ئی را در دست گرفته در بازار می بینه

چه نگاهی به هم می کنن

یومون خودش را کشون کشون می رسونه خونه دوست دخترش و از حال مییره اونم می شینه به پرستاری اون

جانگ هوا مثل مورچه که یه جا عسل بریزی بو می کشه خودشو به اینجا می رسونه و اون دختره بهش می گه تو این همه سال که باهاش رفیقم خیلی دلم می خاست یه شب هم با من..... ولی اون هیچ وقت به من حتی نگاه هم نکرد خیلی دوس داشتم ببینم کی دلش را برده حالا فهمیدم!!!!!!!

جانگی هم که انگار با صلیب سرخ قرار داد داره هر کی مریض می شه می یاد به پرستاریش.

از طرف حاکم برای دستگیری یومون و ارباب ئی جایزه می زارن

بلاخره یومون به هوش می یاد و تا اونو می بینه قند تو دلش الاسکا می شه و .....

ولی جانگی می گه یومون جون منو از دلت بیرون کن.

آخه یکی نیس به این دختره ذلیل مرده بگه نونت نیس آبت نیس این همه راه اومدی تا صبح بیدار موندی پرستاریشو کردی تا بهش بگی منو از دلت بیرون کن!!!!!!!!!واقعا که

به هر حال این یومون که حالا موقع بد بیاریشه قصد فرار داره که گونگی جون می رسه

و می خاد بکشتش که جانگی نمی زاره و بهش می گه اون جونتو نجات داده تو نباید بکشیش

(قابل توجه همه دختر خانم هایی که ناز می کنن و با پا پس می زنن و با دست پیش می کشن)

حالا این وسط از یومون گفتن که منو بکش راحتم کن و از جانگی گفتن که نه گونگ بوک اونو نکش نههههههههههههههههههههههه

بر سر یومون چه خواهد آمد؟؟؟؟

گروه ئی چی می شه؟؟؟؟؟


 
نويسنده : MAJID MARANDI;   | تاريخ : پنجشنبه 1 آذر1386

 لينك باكس

 

سخن مدير و نويسنده وبلاگ

 


*سلام دوستان عزیز*
*به وبلاگ من خوش آمدید*
*لطفا نظر بدید یادتون نره *

            جستجو



در كل اينترنت
در اين سايت


جستجو در سایت

Google

گوگل در وبلاگ

نظرسنجي

 







آمار سايت


            كل بازديد ها :

 
عضویت سریع در وبلاگ

فرم عضویت
نام شما :
نام کاربری :
ایمیل :
کلمه عبور :
تکرار کلمه عبور :

 
ورود کاربران به وبلاگ

نام کاربری :
کلمه عبور :


گالري حرفه اي قالب وبلاگ
نمایش عکس های فلش پایین وبلاگ
نمایش اطلاعات وبلاگ

مشاهده قبض تلفن همراه اول
خلاصه قسمت ۲۸ سریال امپراطور دریا
خلاصه قسمت بیست و هفتم سریال امپراتور دریا
خلاصه قسمت بیست و ششم سریال امپراتور دریا
FAST SHUTDOWN WINDOWS
خلاصه قسمت بیست و پنجم سریال امپراتور دریا
قسمت بیست و چهارم
قسمت بیست و سوم
خلاصه قسمت 22 سریال امپراتور دریا
خلاصه قسمت بیست و یکم سریال امپراطور دریا
خلاصه قسمت بیستم سریال امپراتور دریا
خلاصه قسمت نوزدهم سریال امپراتور دریا
خلاصه قسمت هجدهم سریال امپراطور دریا
خلاصه قسمت هفدهم سریال امپراطور دریا
خلاصه قسمت شانزدهم سريال امپراطور دريا
خلاصه قسمت 54 (آخرین قسمت) سریال جواهری در قصر!
فیلتر شکن جدید
خلاصه قسمت پانزدهم سریال امپراطور دریا
کد جاوا 2
خلاصه قسمت چهاردهم سریال امپراطور دریا

گالري حرفه اي قالب وبلاگ
وبلاگ رسمی سریال امپراتور دریا 2
هر لحظه با من باش
سایت رسمی لیلا فروهر
وبلاگ رسمی سریال امپراتور دریا
درآمد اینترنتی و دانلود و ...
دل شکسته عشق من
بهترین عکس ها و سانسور های جواهری در قصر
جدیدترین عکسهای یانگوم 2
جدیدترین عکسهای یانگوم 1
اعلام نتایج آزمون دانشگاه آزاد
سایت دانشگاه آزاد اسلامی
سایت سازمان سنجش کشور
« جواب سوالات تبیان وآفتاب »

آرشيو لينكدوني

كپي برداري از مطالب اين وبلاگ بدون لينك مستقيم به منبع غير قانوني است و نوعي دزدي به حساب مي آيد .